دلم گرفته آسمون

نمی تونم گریه کنم

شکنجه ميشم از خودم

نمی تونم شکوه کنم

انگاری کوه غصه ها

رو سينهءمن اومده

آخ ! داره باورم ميشه

خنده به ما نيومده

دلم گرفته آسمون

از خودتم خسته ترم

تو روزگار بی کسی

يه عمره که در به درم

حتی صدای نفسم

ميگه که توی قفسم

من واس آتيش زدن

يه کوله بار شب بسم

دلم گرفته آسمون

يه کم منو حوصله کن

نگو که از اين روزگا ر

يه خورده کمتر گله کن

منو به بازی می گيرن

عقربه های ساعتم

برگهء تقويم می کنه

لحظه به لحظه لعنتم

آهای زمين !

يه لحظه تو نفس نزن

نچرخ تا آروم بگيره

يه آدم شکسته تن

/ 2 نظر / 6 بازدید
عليرضا

سلام و درود بر شما دوست بزرگوار ببخشيد از اينكه شما عزيز رو نميشناسم اما بسيار سپاسگذارم از لطف و مهرباني شما همئاره براتون در هر كجا كه هستين آرزوي خوشبختي و شادكامي دارم. تا درودي ديگر بدرود.

عليرضا

باز هم درود و سلام بر شما خوب بزرگوار و آرزوي خوشبختي و شادكامي بسيار سپاسگذارم از دعوت شما براي انجمن دوستي . اگر براي شما عزيز بزرگوار امكان داشت در مورد اين جمع دوستانه و اين انجمن توضيح بيشتري براي من بفرمائيد . چون براي اولين بار به اين انجمن دعوت ميشم و اطلاع كافي در اين مورد ندارم. تا درودي ديگر بدرود و باز هم منتظر حضور شما هستم.