نا مهربانم

در كوچه باغ هاي خاطراتم

جستجو ميكنم

حسي را كه روزي

مرا به تو پيوند داد

 گامهايم را به خاطر مي آورم

نفرت ترحم  دلبستگي

و سرانجام عشق

 و اكنون از آن كوله بار پر از غم

تنها تنهايي مانده است و من

 كجایي نامهربانم

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
iman

آللللللللللللللللللللللللللللللللللی

حميذ

شاید یک نفر شبها برای اینکه خواب تو رو ببینه تا صبح به خدا التماس کنه! شاید یک نفر به محض دیدن تو دستاش یخ بزنه و تپش قلبش مرتبا بیشتر بشه! ولی مطمئن باش یک نفر شبها به خاطرت توی دریایی از اشک می خوابه ولی تو اونو نمی بینی! شایدم هیچ وقت نبینیش!!!

حميد

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

حميد

نميگويم عشقت و گذشته ات را فراموش کن نه!!! اما با تقديرت کنار بيا تا به آرامش برسی... آرامشم باش