زندگی رقصی است عاشقانه

به سوی خدا

بهار مبارک باد

 

بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده ، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه و بانگ پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حالِ روزگار
خوش به حالِ چشمه ها و دشتها
خوش به حالِ دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
خوش به حالِ جانِ لبریز از شراب
خوش به حالِ آفتاب …
ای دل من ، گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی‌پوشی به کام
باده رنگین نمی‌نوشی ز جام
نقل و سبزه در میانِ سفره نیست
جامت از آن می که می‌باید تهی است
ای دریغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از «ما» اگر کامی نگیریم از بهار …
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ …

فریدون مشیر

   + masi ; ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۳
    پيام هاي ديگران ()

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست

كد آهنگ پسر جهنمي